الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

140

كتاب النكاح ( فارسى )

2 - گروهى از روايات مىگويد حاكم ، سنه را تعيين مىكند و ظاهر آن اين است كه مبدأ ، حكم حاكم است كه از جملهء اين روايات روايات ذيل است : * . . . فعلى الامام أن يؤجّله سنة . « 1 » * . . . أجّل سنة حتّى يعالج نفسه . « 2 » 3 - گروه ديگر رواياتى است كه يوم المرافعه در آن است : * . . . عن على عليه السلام أنّه كان يقضى فى العنين أنّه يؤجّل سنة من يوم ترافعه المرأة . « 3 » آيا اين روايات با هم تضادّ دارد يا به يك چيز بر مىگردد ؟ وقتى به دنياى امروز نگاه مىكنيم مىبينيم كه پرونده‌ها براى رسيدگى معطّل مىشود و غالباً طرح دعوا و زمان دادگاه بواسطهء كثرت مرافعات جداست ولى در سابق اين گونه نبوده است و بلافاصله بعد از مراجعه به قاضى ، قاضى حكم مىكرد و در بعضى از موارد اندكى تأخير مىانداختند ، مثل آن جوانى كه خدمت حضرت شكايت كرد و حضرت به مقدار احضار خصم تأخير انداخت ؛ پس هر سه گروه روايات يك چيز مىگويد و معيار حكم حاكم است و « ينتظر » كه اطلاق دارد مقيّد به حكم حاكم مىشود . واقع مسأله هم همين است و اگر بخواهيم نزاع مرتفع شود بايد حاكم حكم كند و الّا باز بر سر تعيين زمان ، دعوا شده و مخاصمه تمام نمىشود . الامر الثانى : آيا واقعاً عجز از جميع النساء معتبر است يا عجز از مرئه معيّن ؟ اگر با ساير نساء عجز ندارد اين مرئه چه كند ؟ ظاهر روايات مختلف است و دو گروه روايت داريم : 1 - طايفه‌اى كه عجز از جميع نساء را لازم مىداند كه از باب نمونه چند روايت را ذكر مىكنيم : * . . . فى العنين إذا علم أنّه عنّين لا يأتى النساء ( جميع نساء نه خصوص اين مورد ) . . . . « 4 » * . . . و يفرّق بينهما إذا علم أنّه لا يأتى النساء ( كه مطلق است ) . « 5 » * . . . إذا لم يقدر على إتيان غيرها من النساء فلا يمسكها إلّا برضاها . . . . « 6 » روايات ديگرى « 7 » هم به اين مضامين داريم كه چندين روايت مىگويد « العنين » كه به معناى عجز و ناتوانى كلّى است و الّا اگر نسبت به يك مورد عاجز است و نسبت به زنان ديگر عاجز نيست ديگر به او عنّين نمىگويند كه از همهء روايات واضح‌تر ، روايت ذيل است : * . . . فلا يقدر على الجماع أبداً ( روايت مطلق است ) . . . « 8 » اينها همه رواياتى است كه مىفرمايد اگر نسبت به مورد خاص عاجز باشد ، براى زوجه خيار ثابت نيست . 2 - در مقابل طايفهء ديگر رواياتى است كه تصريح به مورد خاص است : * . . . فإن خلص اليها ( اى وصل ، كه مورد خاص را مىگويد ) . . . . « 9 » * . . . فإن أتاها ( مورد خاص را مىگويد ) . « 10 » حال از اين دو طايفه روايات كدام صحيح است ؟ 112 ادامهء مسألهء 6 . . . . . 4 / 3 / 83 جمع دلالى : آيا اين دو گروه روايت كه متعارض هستند جمع دلالى دارند ؟ بله ، به اين بيان كه عجز از اين مرئه اماره است بر اين كه اين رجل عنّين است چون فرقى بين زنها نيست ، پس غالباً ( نه دائماً ) زمانى كه عاجز از اين مرئه است از غير آن هم عاجز است . بله ، اگر فرد نادرى پيدا شد كه زوج نسبت به زوجه عاجز بود ولى نسبت به زنان ديگر عاجز نبود ، دو حالت دارد : 1 - در زوجه ويژگىهايى است ( مثل قباحت منظر يا سوء خلق شديد ) كه موجب نفرت است در اينجا زوجه حقّ فسخ ندارد و عجز از او هم اماره نمىشود كه مرد عنّين است . 2 - زوجه مشكلى ندارد ولى زوج نسبت به او حساسيّت دارد در اين حالت نمىتوانيم بگوييم كه زوجه حقّ فسخ ندارد . نكته : مسألهء مهمّ ديگرى كه صاحب جواهر در بعضى از كلماتش به آن توجّه كرده اين است كه اگر فرض كنيم يك سال گذشت و عجز مرد از زوجه ثابت شد ، لازم نيست زوجه منتظر بماند تا زوج زوجات ديگرى انتخاب كند و عجز او نسبت به آنها هم ثابت شود ، بلكه اين عجز را اماره قرار مىدهيم بر عجز مطلق ، مگر اين كه زوج ازدواجى كرده و ثابت كند كه عجز مطلق

--> ( 1 ) ح 1 ، باب 15 از ابواب عيوب . ( 2 ) ح 7 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 3 ) ح 12 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 4 ) ح 2 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 5 ) ح 13 باب 14 از ابواب عيوب . ( 6 ) ح 3 باب 14 از ابواب عيوب . ( 7 ) ح 10 ، 5 ، 9 ، 6 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 8 ) ح 6 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 9 ) ح 9 ، باب 14 از ابواب عيوب . ( 10 ) ح 11 ، باب 14 از ابواب عيوب .